شباهت استراتژی ترامپ در جنگ با ایران با آبوهوای فلوریدا | 4 گزینه پیشروی آمریکاست | اسرائیل ادامه جنگ را میخواهد
به گزارش اقتصادنیوز، استراتژی دونالد ترامپ در قبال ایران شبیه آبوهوای ایالت زادگاهش، فلوریدا است: اگر خوشت نمیآید، پنج دقیقه صبر کن تا عوض شود. او روز جمعه گفت جنگ آمریکا ممکن است بهزودی رو به پایان برود. به گفته او، اهداف نظامی تا حد زیادی محقق شده و از بسته بودن تنگه هرمز توسط ایران هم چندان نگران نبود، چون آمریکا از این آبراه استفاده نمیکند. اما این لحن آشتیجویانه فقط تا شنبه دوام آورد. سپس به ایران ۴۸ ساعت فرصت داد تا تنگه را باز کند و هشدار داد اگر چنین نکند، آمریکا نیروگاههای مختلف آن را هدف قرار داده و نابود خواهد کرد، از بزرگترینشان شروع میکنیم. پس دیگر خبری از پایان جنگ نبود.
اقتصادنیوز: مسئله اصلی به نحوه پایان دادن به جنگ بازمیگردد. اگر پیروزی روشنی در کار نباشد، پایان جنگ به یک چالش سیاسی برای دولت ترامپ تبدیل خواهد شد. پذیرش پایان بدون دستاورد بهمعنای پذیرش شکست است؛ و ادامه جنگ نیز میتواند هزینهها و خطرات بیشتری ایجاد کند. این همان وضعیتی است که تصمیمگیری را دشوار و مسیر خروج را مبهم میکند.
اکونومیست در گزارشی نوشت: مدافعان ترامپ میگویند تغییر لحنهای شدید او بخشی از برنامه است: رئیس جمهور آمریکا گزینههایش را باز نگه داشته و ایران را در حالت آمادهباش قرار میدهد. اما برای اغلب ناظران روشن است که آمریکا با استراتژی ناقصی وارد این جنگ شد، از جمله اینکه پیشبینی نکرد ایران تنگه هرمز را میبندد. اکنون که جنگ وارد هفته چهارم شده، ترامپ چهار گزینه پیش رو دارد: «مذاکره، خروج، ادامه دادن یا تشدید درگیری.»
اگر هنوز یکی را انتخاب نکرده، به این دلیل است که هیچکدام گزینه خوبی نیستند.
احتمال مذاکره کم است
هنوز تعداد کمی از دیپلماتها معتقدند آمریکا و ایران میتوانند درباره آتشبس مذاکره کنند. اما به نظر میرسد این گزینه کمترین احتمال را دارد؛ چون حتی جمع کردن دو طرف پای میز مذاکره هم دشوار است. ایران که در جریان گفتوگو با آمریکا دو بار هدف حمله قرار گرفته، طبیعی است که برای دور جدید مذاکرات تردید داشته باشد. آمریکا هم ممکن است تردید داشته باشد که آیا مذاکرهکنندگان ایرانی واقعا نماینده کل نظام هستند یا نه.
حتی انتخاب میانجیگری هم میتواند پیچیده باشد. عمان دو دور قبلی مذاکرات را میانجیگری کرده بود، اما بهدلیل موضع نسبتا همدلانهاش با ایران در طول جنگ، همسایگان خلیج فارس را ناراضی کرده است. آنها احتمالا خواستار میانجی دیگری خواهند شد (قطر محتملترین گزینه است).
یک توافق محدود که در آن کاهش تحریمها در ازای محدودیت برنامه هستهای ایران باشد، کافی نخواهد بود. آمریکا با خواستههای حداکثری وارد مذاکره میشود: علاوه بر برنامه هستهای، میخواهد ایران برنامه موشکی خود را هم بهشدت محدود کند و حمایت از گروههای مسلح عرب را متوقف سازد. ایران هم فهرست مطالبات خود را دارد، از جمله دریافت غرامت جنگ و تعطیلی پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه. هیچیک از طرفین در حال حاضر آمادگی امتیاز دادن را ندارند.
تبدیل یک جنگ بینتیجه به پیروزی قاطع در روایت
اگر ترامپ نتواند از طریق توافق جنگ را پایان دهد، ممکن است تلاش کند صرفا آن را تمامشده اعلام کند. برخی مشاورانش او را به اعلام پیروزی تشویق میکنند. رئیس جمهور آمریکا میتواند ادعا کند که توان نظامی ایران نابود شده: نیروی دریاییاش از بین رفته و کارخانههای موشکیاش ویران شدهاند.
این گزینه کاملا مطابق سبک ترامپ است: «تبدیل یک جنگ بینتیجه به پیروزی قاطع در روایت.»
او قبلا هم چنین کاری کرده بود؛ در ماه ژوئن ادعا کرد برنامه هستهای ایران نابود شده، در حالی که هشت ماه بعد همان برنامه را همچنان تهدید دانست. با این حال ممکن است این بار متقاعد کردن رایدهندگان سختتر باشد. قیمت بنزین در آمریکا نسبت به یک ماه پیش ۳۴ درصد افزایش داشته است. اما هنوز اکثریت پایگاه جمهوریخواهان از جنگ حمایت میکنند و پایان دادن به آن در این مقطع، هفت ماه فرصت میدهد تا شوک قیمت نفت پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر فروکش کند.
نویسنده این گزارش مدعی شده است: با این حال، مشکلات دیگری به این سادگی حل نمیشوند. ایران همچنان حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد و ارادهای تازه برای تبدیل آن به سلاح هستهای.
همچنین با حفظ کنترل بر تنگه هرمز، اهرم فشار مهمی خواهد داشت. نزدیک به نیم قرن است که تضمین جریان نفت از خلیج فارس، محور سیاست آمریکا در خاورمیانه بوده است. پایان دادن به جنگ در این شرایط، به معنای کنار گذاشتن این اصل خواهد بود. کشورهای خلیج فارس خشمگین و نگران اخاذیهای مداوم خواهند شد. برخی مقامات ایرانی حتی درباره دریافت عوارض از کشتیهای عبوری صحبت کردهاند. اسرائیل هم از این وضعیت ناراضی خواهد بود.
اسرائیل ادامه جنگ را میخواهد
گزینه سوم ادامه دادن جنگ است. آمریکا و اسرائیل میتوانند چند هفته دیگر حملات هوایی را ادامه دهند. بسیاری از مقامات اسرائیلی این گزینه را ترجیح میدهند. فرمانده ارتش اعلام کرده عملیات تا پایان عید پسح در ۹ آوریل ادامه خواهد داشت.
تعداد حملات موشکی و پهپادی ایران از حدود هزار حمله در روز اول جنگ به کمتر از ۱۰۰ حمله در روز کاهش یافته است. برخی تندروها در واشنگتن معتقدند چند هفته حمله بیشتر میتواند این عدد را باز هم کاهش دهد یا حتی باعث فروپاشی نظام شود. در همین زمان، آمریکا فرصت خواهد داشت ناوهای بیشتری به منطقه اعزام کند و ائتلافی برای اسکورت کشتیها در تنگه تشکیل دهد.
اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این اقدامات نتیجه بدهد. ممکن است حکومت ایران به نقطه فروپاشی برسد یا نرسد، چیزی که قابل اثبات یا رد قطعی نیست. تا زمانی که ایران بتواند حملات پراکنده به کشتیرانی را ادامه دهد، احتمالا میتواند تنگه را بسته نگه دارد و مانع از پیروزی ترامپ شود. همچنین میتواند در جاهای دیگر هم هزینه ایجاد کند: در ۲۱ مارس بیش از ۱۶۰ نفر در جنوب اسرائیل بر اثر اصابت دو موشک بالستیک زخمی شدند. و ممکن است به همینجا ختم نشود. در صورت طولانی شدن جنگ، ایران میتواند حملات خود به زیرساختهای حیاتی در خلیج فارس را افزایش دهد. در هر صورت، هزینههای اقتصادی بالا میرود و ذخایر سامانههای پدافند هوایی در اسرائیل و کشورهای خلیج فارس کاهش مییابد.
احتمال کاهش تنش با تشدید آن
این ما را به گزینه چهارم میرساند: «تشدید برای کاهش تنش»، عبارتی که اسکات بسنت در ۲۲ مارس به کار برد. ترامپ میتواند تهدید خود برای حمله به نیروگاههای ایران را عملی کند. میتواند به تفنگداران دریایی دستور دهد عملیات آبی-خاکی برای تصرف جزیره خارگ، مرکز اصلی صادرات نفت ایران یا سه جزیره ایرانی را انجام دهند. یا حتی نیروهای ویژه را برای تصرف اورانیوم غنیشده ایران اعزام کند.
اما تشدید درگیری پر از خطر است. نیروهایی که این جزایر را تصرف کنند، باید آنها را احتمالاً زیر حملات مداوم پهپادی نگه دارند. حمله به تاسیسات هستهای هم ممکن است مستلزم حضور چندروزه در خاک دشمن باشد.
کشورهای خلیج فارس حتی بیشتر در معرض خطر قرار میگیرند. ایران تهدید کرده اگر شبکه برقش هدف قرار گیرد، تأسیسات برق و آبشیرینکن این کشورها را هدف میگیرد. حمله به جزیره خارگ میتواند به حملات بزرگتر به تأسیسات نفت و گاز منطقه منجر شود. حمله موشکی ایران به تاسیسات گاز مایع قطر در ۱۸ مارس خسارات گستردهای وارد کرد، بهطوری که ممکن است ۳ درصد از عرضه جهانی گاز مایع تا پنج سال از مدار خارج شود.
با این حال، هیچیک از این گزینهها لزوما به پایان جنگ منجر نمیشود. ترامپ ممکن است اعلام پیروزی کند، اما ایران همچنان تنگه را بسته نگه داشته و امید داشته باشد افزایش هزینهها، مانع جنگهای آینده شود. یا ممکن است چند هفته دیگر جنگ ادامه داشته و باز هم به بنبست برسد. تشدید درگیری هم بهخودیخود هدف نیست. اگر ایران حاضر به مذاکره نشود، آمریکا با جزیره خارگ چه خواهد کرد؟ ترامپ جنگ را آغاز کرده، اما راه آسانی برای پایان دادن به آن ندارد.