کشورهای عربی وارد حمله نظامی به ایران میشوند؟ | کوروش احمدی: دست رد به سینه دیپلماسی و میانجیگری نزنیم
به گزارش اقتصادنیوز، روزهای پایانی سال ۱۴۰۴، با یکی از بیسابقهترین و پرالتهابترین بحرانهای امنیتی و نظامی در تاریخ معاصر ایران گره خورده است. در سایه جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، و پس از هدف قرار گرفتن مراکز حساس از جمله بیت رهبری، کشور در یک پیچ تاریخی و سرنوشتساز قرار گرفته است.
اقتصادنیوز: توضیحات روبیو در مورد جنگ با ایران نهتنها از نظر سیاسی، بلکه از نظر مفهومی نیز دچار آشفتگی است. این روایت به این معنی است که آمریکا به این دلیل وارد جنگ شد که اسرائیل قرار بود جنگی را آغاز کندز:
در این شرایط خطیر، پیام اخیر مسعود پزشکیان، به کشورهای عربی همسایه با مضمون «شما هدف ما نیستید»، اگرچه با هدف جلوگیری از گسترش تنشهای منطقهای و حفظ حسن همجواری صادر شد، اما با واکنشهای داخلی روبهرو شد و هم در خارج از این پیام تفاسیر متعددی شد. از سوی دیگر حملات به ایران از اهداف صرفاً نظامی به انبارهای سوخت در تهران و کرج، شاید نشاندهنده ورود جنگ به مرحلهای جدید است.
برای واکاوی دقیقتر این تحولات، اقتصادنیوز با کوروش احمدی، دیپلمات بازنشسته به گفتوگو نشسته است.
او در این مصاحبه می گوید: با توجه به پیشنهاداتی که از طرف کشورهایی مثل اندونزی، پاکستان، چین و غیره برای میانجیگری مطرح شده، من فکر میکنم دستگاه دیپلماسی ما نباید با میانجیگری و مداخله کشورها برای حل دیپلماتیک مخالفت کند. باید راه را باز بگذاریم تا تلاشهای دیپلماتیک شکل بگیرد و این مشکل به شکلی عادلانه و منصفانه و آبرومندانه حلوفصل شود.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید؛
****
* آقای احمدی! طی روزهای اخیر آقای پزشکیان پیامی به کشورهای عربی دادند مبنی بر اینکه «شما هدف ما نیستید» و عذرخواهی کردند. به نظر میرسد این عذرخواهی منشاء نوعی چنددستگی در سیاست خارجی ایران شده باشد؛ چرا که واکنشهایی را در پی داشت و خود آقای پزشکیان مجبور شدند دوباره درباره صحبتهایشان توضیح دهند. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
یک بخش ماجرا این است که باید ببینیم این تصمیم چگونه گرفته شده است. تصریح شده که تصمیم توسط شورای سهنفره رهبری موقت اتخاذ شده، در نتیجه طبیعتاً باید با اکثریت آرا همراه بوده باشد. با توجه به صحبتهای آقای اژهای و همچنین اظهارات ملایم آقای اعرافی می توان احتمال داد این تصمیم باید با اکثریت آرا گرفته شده و اعتبار داشته باشد و همه تابع آن باشند.
درون مایه این تصمیم این است که نظر بر توقف حمله به کشورهای همسایه بوده است. اینکه آنها مقصر بودهاند یا خیر و از پایگاههای آمریکایی مستقر در این کشورها به سوی ایران شلیکی انجام شده یا خیر، البته بحث مهم اما متفاوتی است. این کشورها و همچنین آمریکاییها مدعی هستند که این پایگاهها تخلیه شده و از آنها استفادهای نشده است؛ مثلاً مدعیاند حملات از مبدأ ناوهای هواپیمابر انجام میشود، نه از خاک کشورهای همسایه. البته مقامات ما نظر متفاوتی دارند.
جملات پزشکیان درباره کشورهای عربی می توانست با مشورت حقوقدانان تنظیم شود
اما در مورد نحوه بیان و جملهبندی صحبتهای آقای پزشکیان، جای بحث وجود دارد. احتمالاً این جملهبندی میتوانست بسیار بهتر و با مشورت حقوقدانها تنظیم شود تا عوارض حقوقی در پی نداشته باشد. منظورم این است که «محتوا و اصل تصمیم» یک بحث است و چون توسط شورای رهبری اتخاذ شده، اصل آن باید برای همه قابل قبول باشد. اما «نحوه اعلام و بیان آن» بحثی دیگر است و به نحوی باید اصلاح شود. باید بین این دو سویه تفکیک قائل شد.
* کشورهای عربی هم به حملات ایران واکنش نشان دادهاند و گفته می شود هم پیام هایی هشدارآمیز به ایران فرستاده اند هم قرار است جلسه اتحادیه عرب برگزار شود. این واکنش ها را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا ممکن است کشورهای عربی وارد یک درگیری با ایران شوند؟
ادعای کشورهای عربی این است که اولاً از پایگاههای آمریکایی مستقر در خاک آنها حملهای صورت نگرفته است. ثانیاً مدعیاند حملاتی که از جانب ایران انجام شده، فقط متوجه پایگاههای آمریکایی نبوده، بلکه به یکسری اماکن عمومی و غیرمرتبط با حضور آمریکا نیز اصابت کرده است. در مقابل، مقامات ما تصریح کرده اند که صرفا پایگاه های آمریکا را هدف حمله قرار داده اند. البته این موضوعی است که راه هایی برای کشف حقیقت آن و جود دارد.
عکسالعملی که آن دولت ها نشان دادند در واقع واکنش به مجموعه این مباحث بود. البته بحث دیگری هم وجود دارد که آیا از «حریم هوایی» این کشورها استفاده شده یا نه؟ چون شواهد و قرائنی حاکی از آن است که صرفنظر از مبدأ شلیکها، موشکها و هواپیماهایی که ایران را هدف قرار دادهاند از فضای این کشورها استفاده کردهاند.
بر اساس همین ادعاهاست که آنها اعتراض کرده، واکنش نشان داده و حتی بعضاً بهطور ضمنی تهدید به پاسخگویی کردهاند یا گفتهاند حق عکسالعمل متناسب را برای خود محفوظ میدانند. در همین راستا اقدامات دیپلماتیکی مثل تشکیل جلسه اتحادیه عرب و هماهنگیهای بینالمللی داشتهاند که امری طبیعی است.
اما اینکه آیا این صحبتها در حد حرف باقی میماند یا جنبه عملی پیدا میکند، سؤال مهمی است. به اعتقاد من، هرچند احتمال اقدام عملی وجود دارد، اما این احتمال را بالا نمیدانم. آنها سعی میکنند دامنه تنش گسترش پیدا نکند. بهخصوص خبری منتشر شد مبنی بر اینکه عربستان پیشنهاد میانجیگری بین ایران و آمریکا را داده است؛ این نشان میدهد ترجیح آنها جلوگیری از گسترش جنگ و تلاش برای تخفیف تنش است.
* از سوی دیگر، شاهد اظهارات اروپاییها مبنی بر کمک احتمالی به آمریکاییها در این زمینه هستیم. فرانسه گفته بود ناو «شارل دوگل» را به منطقه میفرستد و ایتالیا هم اظهارات مشابهی داشته است. فکر میکنید اروپا در این زمینه از طرف مقابل حمایت خواهد کرد؟
تا جایی که من دیدهام، کشورهای اروپایی برای همراهی با آمریکا در بُعد «تهاجمی» اکراه داشتهاند و وارد این فاز از جنگ نشدهاند. حتی کموبیش با استفاده آمریکا از پایگاههایشان برای نقلوانتقال نیرو نیز مخالفت کردهاند؛ هرچندکه مواضعشان در طول زمان تغییراتی هم داشته است.
اروپاییها نگران بالا گرفتن بحران هستند زیرا...
بخش دیگر عملکرد اروپاییها، حمایت از کشورهای عربی است. کشورهایی مثل ایتالیا، فرانسه و انگلیس در کشورهای عربی بعضا پایگاه دارند. برداشت من این است که صحبت آنها بیشتر بر سر مداخله برای حفظ امکانات خودشان در برابر حملات ایران بوده است. ناوهایی هم که انگلیس و فرانسه فرستادهاند، بیشتر برای این است که احتیاطا امکانات و تجهیزات لازم را در منطقه داشته باشند.
اتفاقاً آمریکا منتقد این کشورهای اروپایی است که چرا با آمریکا و اسرائیل همراهی نکرده اند. طبیعتاً اروپاییها نگران بالا گرفتن بحران هستند؛ با توجه به تجربیاتی که در گذشته در ارتباط با بحران سوریه، شمال آفریقا و خاورمیانه داشته اند و عوارضی که گریبانگیرشان شده، سعی دارند بحران از حد مشخصی فراتر نرود. هرچند که در سطح دیپلماتیک به شدت علیه ایران موضع گرفتهاند.
* سؤال دیگری که پیش میآید درباره هدف قرار گرفتن انبارهای نفت در تهران و کرج است. می توان گفت حملات از پایگاههای نظامی به مرحله زیرساختها رسیده است یا ...؟
این بحث در چارچوب اهداف و برنامه راهبردی آمریکا و اسرائیل در این جنگ قرار میگیرد و این سوال که نهایتاً دنبال چه هستند. ظاهراً آنها انتظار داشتند با زدن امکانات نظامی ایران، نشانههایی از عقبنشینی ایران را ببینند تا ایران برای مذاکره و توافق اعلام آمادگی کند و با دادن امتیازاتی کار تمام شود. اما چون هیچ نشانه ای دال بر عقبنشینی از جانب ایران دیده نشد، این احتمال وجود داشت که تغییراتی در اهداف عملیاتی خود بدهند.
ایران با میانجی گری کشورها برای حل دیپلماتیک مسأله جنگ مخالفت نکند
تا پیش از این، اهداف آنها زدن مقامات، امکانات و زیرساختهای نظامی و مراکز مرتبط با کنترل امنیتی و اطلاعاتی و سپس دارایی ها نظامی و صنایع نظامی بود. اما چند ساعت قبل از حمله به انبارهای نفت، ترامپ گفته بود ضربه سختی به ایران وارد خواهد شد، و بعد از آن شاهد حمله به انبارهای سوخت و نفت بودیم. البته در این مرحله هنوز با هدف قرار دادن زیرساختهای کلان انرژی مثل پایانه های صادرات نفت و گاز و سایت های تولید گاز و .... فاصله داریم. احتمالاً در این مرحله انتظار دارند که راهی برای حل دیپلماتیک، مذاکره و امضای توافق باز شود.
اقتصادنیوز: دولت اردوغان نسبت به امکان ایجاد تغییرات بنیادین در ساختار قدرت ایران، به ویژه توسط بازیگران خارجی چون آمریکا، تردید دارد. از نگاه تحلیلگران ترک، اگر دولت باراک اوباما که به برنامهریزی استراتژیک و تصمیمگیری محتاطانه شهرت داشت نتوانست روند تحولات سوریه را به سمت یک تغییر کامل هدایت کند، بعید است که دولت پرتنش دونالد ترامپ بتواند در مورد ایران به نتیجهای روشن برسد.
نمیتوان پیشبینی کرد که اگر جنگ ادامه یابد آیا به زیرساختهای اصلی انرژی هم میرسد یا خیر. به هر حال پای صادرات نفت و گاز ایران و تولید و توزیع گاز در میان است. با توجه به پیشنهاداتی که از طرف کشورهایی مثل اندونزی، پاکستان، چین و غیره برای میانجیگری مطرح شده، من فکر میکنم دستگاه دیپلماسی ما نباید با میانجیگری و مداخله کشورها برای حل دیپلماتیک مخالفت کند. باید راه را باز بگذاریم تا تلاشهای دیپلماتیک شکل بگیرد و این مشکل به شکلی عادلانه و منصفانه و آبرومندانه حلوفصل شود.
تصور می کنم جنگ نهایتا دو هفته دیگر ادامه دارد
* آمریکاییها دو سه روز پیش گفته بودند این جنگ احتمالاً ۴ تا ۶ هفته طول میکشد. تصور شما چیست؟ فکر میکنید زمان آن همینقدر است، کمتر میشود یا بیشتر؟ و چه هدفی را دنبال میکنند؟
هر درگیری نظامی همواره به موازات یک جنگ روانی، لفاظی، رتوریک و رجزخوانی پیش میرود. اینکه میگویند جنگ ۴ تا ۶ هفته طول میکشد، میتواند بخشی از همین جنگ روانی، تهدید و رجزخوانی باشد.
من هرچند کارشناس یا تحلیلگر نظامی نیستم، اما احساس و تصورم این است که این جنگ شاید نهایتاً یک تا دو هفته دیگر بیشتر نتواند ادامه پیدا کند؛ نه دلیلی برای طولانیتر شدنش هست و نه ضرورتی دارد. هر دو طرف از هر امکانی که داشتند در این مدت استفاده کردهاند و جا دارد پس از این، نتیجه کار در فاز دیگری مشخص شود.
چین و روسیه می توانستند در شورای امنیت به نفع ایران فعال شوند اما...
همراه با ادامه برخوردهای نظامی، حتماً باید یک اقدام دیپلماتیک هم شکل بگیرد. معمولاً در چنین منازعاتی شورای امنیت مداخله کرده و درخواست آتشبس میدهد؛ اما الان شورای امنیت هیچ کاری نمیکند، چون آمریکا که عضو دائم شورا و طرف این جنگ است، به راحتی جلوی هر اقدامی را میگیرد.
از طرفی چین و روسیه هم تحرک دیپلماتیکی که از آنها انتظار میرفت را اصلاً نداشتهاند؛ صرفاً در سطح سخنگو یا سفیرشان در سازمان ملل اظهارات کلی در محکومیت حمله به بیت رهبری» و موارد مشابه داشتند. آنها میتوانستند در شورای امنیت فعال باشند و حرکتی انجام دهند تا حتی اگر آمریکا وتو کرد، این وتو برایش هزینه داشته باشد، اما شاهد چنین اتفاقاتی نیستیم. در واقع کشورها کار را به دست آمریکا که طرف متجاوز در این جنگ است رها کردهاند تا ببینند چه میشود.
ارسال نظر