مسیر مطمئن حذف خطر جنگ و صلح پایدار در تنگه | بهترین تصمیم برای تایوان همکاری همزمان با چین و آمریکاست
به گزارش اقتصادنیوز، در جهان کنونی که بیثباتی و رقابتهای ژئوپولیتیکی رو به افزایش است، مسئولیت حفظ صلح دیگر تنها بر دوش قدرتهای بزرگ نیست. کشورهای کوچک و متوسط، بهویژه آنهایی که در موقعیتهای راهبردی قرار دارند نیز میتوانند نقشی فراتر از اندازه جغرافیایی یا جمعیتی خود ایفا کنند. اگر این کشورها از ظرفیت و اهرمهای خود هوشمندانه استفاده کنند می توانند تنشها در نقاط حساس جهان را کاهش دهند و از درگیریهای منطقهای یا حتی جهانی جلوگیری کنند.
چرا شبه جزیره تایوان اهمیت دارد؟
چنگ لی درماند در فارن افرز نوشت: تایوان دقیقا یکی از پراهمیت ترین بازیگران دنیا است. این جزیره با جمعیتی حدود ۲۳ میلیون نفر، دروازهای حیاتی به غرب اقیانوس آرام محسوب میشود.
اقتصادنیوز: پاسخ ضعیف مسکو نباید چندان تعجبی برای تهران داشته باشد.از تابستان گذشته و همزمان با حملات اسرائیل و آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران ، مقامات ارشد روسی بیانیههایی مشابه را برای محکومیت آمریکا و اسرائیل صادر کردند، اما در میدان عمل هیچ اقدامی را صورت ندادند.
تایوان به لحاظ جغرافیایی در مسیرهای دریایی کلیدی تجارت جهانی قرار گرفته است. همچنین جایگاه پیشروی این کشور در صنایع پیشرفته، بهویژه نیمهرساناها، آن را به حلقهای اساسی در زنجیره نوآوری جهانی بدل کرده است. بنابراین هرگونه تنش یا درگیری در اطراف تنگه تایوان، پیامدهایی فراتر از منطقه خواهد داشت؛ از اختلال در تجارت جهانی و امنیت انرژی گرفته تا گسست در زنجیرههای تأمین فناوری.
فراتر از دوگانه پکن و واشنگتن
با شدت گرفتن رقابت میان پکن و واشنگتن در منطقه اقیانوس آرام، نحوه مدیریت روابط دو سوی تنگه مستقیما بر ثبات منطقه اثر میگذارد. بسیاری تصور میکنند که درنهایت تایوان ناچار است تا میان چین و آمریکا یکی را برگزیند؛ اما این نگاه دوقطبی گمراهکننده است. استقلال کلید قدرت است.
تایوان تنها تا زمانی در موقعیت قوی خواهد ماند که بتواند فضای تصمیمگیری مستقل خود را حفظ کند؛ نه آنگاه که به خط مقدم یک قدرت یا تابع قدرتی دیگر تبدیل شود.
کاهش خطر درگیری مستلزم ترکیبی از بازدارندگی معتبر، پرهیز از اقدامات تحریکآمیز که وضعیت موجود را تغییر دهد، و حفظ کانالهای ارتباطی باز میان دو سوی تنگه است. اولویت دادن به ثبات به معنای انفعال نیست؛ بلکه نیازمند گفتوگویی فعال و مبتنی بر منافع خود تایوان است؛ مانند همکاری امنیتی با آمریکا و در عین حال مدیریت حسابشده روابط با چین برای جلوگیری از سوءمحاسبه یا تنشهای غیرضروری.
حسن نیت برای صلح پایدار کافی نیست
حزب کومینتانگ که یکی از دو حزب اصلی در تایوان است، صلح در تنگه را نه یک نقطه پایان، بلکه بنیانی برای تعامل سازنده هم با چین و هم با آمریکا است. این رویکرد به معنای ازسرگیری گفتوگوی ساختارمند با پکن در چارچوب قانون اساسی جمهوری چین و ایجاد سازوکارهای نهادی است که بتوانند فارغ از تغییرات سیاسی داخلی از جمله نتایج انتخابات آینده، تداوم یابند.
صلح پایدار تنها با حسننیت شکل نمیگیرد؛ بلکه نیازمند نقشه راهی معتبر است که هم برای پکن نشانهای واقعی از ثبات باشد و هم با منافع و ارزشهای واشنگتن و جامعه بینالمللی سازگار باشد.
نفع تایوان از ایجاد ابهام راهبردی
موضع اصلی کومینتانگ بر سه پایه استوار است: پایبندی به چارچوب قانون اساسی جمهوری چین، مخالفت با استقلال رسمی تایوان، و حمایت از اجماع ۱۹۹۲. این فرمول که بر اصل یک چین، اما با تفاسیر متفاوتی که دارد، میپذیرد که هر دو طرف وجود یک چین را قبول دارند، اما هر کدام تفسیر خود را از آن ارائه میدهند.
این سازوکار نوعی ابهام راهبردی ایجاد میکند؛ ابهامی که اتفاقا برای تایوان یک دارایی استراتژیک محسوب میشود، نه نقطه ضعف. چنین رویکردی امکان گفتوگوی عملی را بدون حل نهایی اختلافات حاکمیتی فراهم میکند و فضای تنفس دیپلماتیک تایوان را حفظ میکند.
بسیاری از کشورها نیز از جمله آمریکا، سیاست «یک چین» را دنبال میکنند، در حالی که روابط غیررسمی و مؤثری با تایوان دارند. حفظ این تعادل ظریف مستلزم پرهیز از اقدامات یکجانبهای است که دیگران را مجبور به انتخاب میان دو طرف کند.
تقویت بازدارندگی به موازات گفتوگو
اگر حزب کومینتانگ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ به قدرت بازگردد، برنامه آن احتمالا بر نهادینهسازی صلح متمرکز خواهد بود: از ایجاد کانالهای ارتباطی مستقیم برای مدیریت بحران میان تایپه و پکن گرفته تا گسترش تبادلات مردمی مانند دانشجویان و پژوهشگران و حتی بازیگران اقتصادی و هنرمندان. او احتمالا زمینه همکاری عملی در حوزههایی چون بهداشت عمومی و محیط زیست را نیز فراهم کند.
بازدارندگی مهم است، اما اتکای بیش از حد به انباشت تسلیحات میتواند اولویتهای ملی را منحرف کند. امنیت تنها با تجهیزات نظامی پیشرفته حاصل نمیشود؛ بلکه نیروی انسانی آموزشدیده و کانالهای ارتباطی معتبر نیز به همان اندازه اهمیت دارند. بازدارندگی بدون گفتوگو، خطر تشدید تنش را افزایش میدهد.
بهترین تصمیم همکاری همزمان با چین و آمریکا است
همکاری با پکن به معنای کنار گذاشتن واشنگتن نیست. تایوان زمانی قدرتمندتر است که بتواند با هر دو قدرت رابطهای سازنده داشته باشد. رابطه با آمریکا ریشه ای تاریخی دارد؛ از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، دو طرف بر ارزشهای دموکراتیک و ثبات منطقهای تأکید مشترک داشتهاند و آمریکا نقشی کلیدی در تثبیت دموکراسی و اقتصاد بازار تایوان ایفا کرده است.
در عین حال، روابط باثبات و پیشبینیپذیر با پکن نیز به نفع همه خواهد بود. تایوانی که همزمان روابط اقتصادی و فرهنگی خود با سرزمین اصلی را حفظ میکند و همکاریهای فناورانه و راهبردی با آمریکا را تعمیق میبخشد، الگویی از شراکت عملگرایانه و تابآور ارائه میدهد. شفافیت در این مسیر کلیدی است؛ هر دو قدرت باید بدانند تایوان چگونه روابط خود را مدیریت میکند.
تکیه بیش از حد بر صنعت نیمه رساناها
برای ایفای نقش تثبیتکننده در منطقه، تایوان باید بنیانهای داخلی خود را تقویت کند. در سالهای اخیر رشد اقتصادی این کشور بیش از حد بر صنعت نیمهرسانا متمرکز شده و بخشهای سنتیتر کمتر از آن بهره بردهاند. همزمان، قطبیشدن سیاسی انسجام داخلی را تضعیف کرده است.
تنها با همکاری موازی با پکن و واشنگتن و بازسازی اجماع داخلی بر سر منافع مشترک مانند رفاه، امنیت و حاکمیت دموکراتیک میتواند تابآوری ملی را افزایش داد.
تایوان نباید صرفا موضوع فشارهای ژئوپولیتیک دیگران باشد. این کشور باید فعالانه محیط راهبردی خود را شکل دهد. اقداماتی چون تنوعبخشی به اقتصاد فراتر از صنعت نیمهرساناها، هدفمند کردن هزینههای دفاعی، و گشودن کانالهای کنترلشده ارتباطی با پکن.
بنابراین، صلح پایدار در تنگه تایوان نه با انتخاب میان شرق و غرب، بلکه با مدیریت هوشمندانه روابط با هر دو سوی قدرت شکل میگیرد.